فکرکن وسط گرمای تابستون توی یه جنگل بزرگ و عجیب بری اردو اما یهو جیغ های ترسناک بشنوی جیییییییغ و سر و کله ی یه هیولای برفیِ بدون سر به اسم برفیولا پیدا بشه (فک کنم این بار ما باید جیییغ بزنیم)حالا اگه برف بیاد و یه غول یخ شکن جیریییینگ جیریییینگ بیفته دنبالت اونوقت چی؟
این بار دُری وروجک قرار است توی مدرسه خواندن یاد بگیرد. اما روخوانیِ او نسبت به بقیه ی بچه ها ضعیف تر است برای همین نمی تواند با دوست صمیمی اش رُزابل هم گروهی شود تا با هم کتاب بخوانند. رُزابل می تواند داستانِ بلند بخواند و دُری و جورج باید داستان های ساده و کوتاه بخوانند.